بهروز نیوز

Friday, February 09, 2007

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

ناصرخیراللهی فعال سیاسی که هم اکنون سومین سال حبس خود را در زندان رجایی شهر میگذراند، در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری و بلاتکلیفی خود با وجود گذشت 3 سال، دست به اعتصاب غذا زده است.
به گفته همسر ناصرخیراللهی، وی از 32 روز پیش اعتصاب غذای خود را آغاز و طی چند روز گذشته از دریافت آب نیز خودداری کرده است.
این درحالی است که مسئولین زندان رجایی شهر علی رغم اینکه در شهریورماه امسال، ولی الله فیض مهدوی در پی اعتصاب غذا و به دلیل بی توجهی مسئولین زندان جان سپرده بود، بدون توجه به شرایط نامساعد جسمانی خیراللهی، وی را به قرنطینه منتقل کرده اند.
همسر ناصرخیراللهی همچنین با وخیم دانستن شرایط جسمانی همسرش در پی اعتصاب غذا خواهان توجه نهادهای حقوق بشر نسبت به وضعیت او شد.
ناصرخیراللهی فعال سیاسی مستقل، 3 سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت و ارتباط با بیگانگان بازداشت و به مدت 180 روز در انفرادی زندان اوین به سر برد و پس از آن ابتدا به زندان رجایی شهر و سپس به زندان اصفهان انتقال یافت که حدود 40 روز پیش وی بار دیگر به زندان رجایی شهر بازگردانده شد.
خیراللهی در حالی سومین سال بازداشت خود را در زندان پشت سر میگذارد، که هنوز از سوی دادگاه حکمی برای وی صادر نشده و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سرمیبرد.
لازم به تذکر است که در طی 6 ماه گذشته دو زندانی سیاسی به نامهای اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی در زندانهای ایران در پی اعتصاب غذا، جان باخته اند.

Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

ناصرخیراللهی فعال سیاسی که هم اکنون سومین سال حبس خود را در زندان رجایی شهر میگذراند، در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری و بلاتکلیفی خود با وجود گذشت 3 سال، دست به اعتصاب غذا زده است.
به گفته همسر ناصرخیراللهی، وی از 32 روز پیش اعتصاب غذای خود را آغاز و طی چند روز گذشته از دریافت آب نیز خودداری کرده است.
این درحالی است که مسئولین زندان رجایی شهر علی رغم اینکه در شهریورماه امسال، ولی الله فیض مهدوی در پی اعتصاب غذا و به دلیل بی توجهی مسئولین زندان جان سپرده بود، بدون توجه به شرایط نامساعد جسمانی خیراللهی، وی را به قرنطینه منتقل کرده اند.
همسر ناصرخیراللهی همچنین با وخیم دانستن شرایط جسمانی همسرش در پی اعتصاب غذا خواهان توجه نهادهای حقوق بشر نسبت به وضعیت او شد.
ناصرخیراللهی فعال سیاسی مستقل، 3 سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت و ارتباط با بیگانگان بازداشت و به مدت 180 روز در انفرادی زندان اوین به سر برد و پس از آن ابتدا به زندان رجایی شهر و سپس به زندان اصفهان انتقال یافت که حدود 40 روز پیش وی بار دیگر به زندان رجایی شهر بازگردانده شد.
خیراللهی در حالی سومین سال بازداشت خود را در زندان پشت سر میگذارد، که هنوز از سوی دادگاه حکمی برای وی صادر نشده و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سرمیبرد.
لازم به تذکر است که در طی 6 ماه گذشته دو زندانی سیاسی به نامهای اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی در زندانهای ایران در پی اعتصاب غذا، جان باخته اند.

Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com

Friday, February 02, 2007

بيست سه دختر و پسر جوان زير ۱۸ سال در انتظار اعدام

سومين كنگره‌ى جهانى عليه مجازات اعدام، امروز در پاريس آغاز به كار كرد و تا سوم فوريه
ادامه خواهد داشت.
در اين كنگره، شهروندان متعهد و فعالان بسياری از سراسر جهان گردمى‌آيند تا به موضوع لغو مجازات اعدام بپردازند. آنان مى‌خواهند مشتركا راهبردهاى تازه‌اى را مورد بررسى قرار دهند كه از طريق آن بتوان مجازات اعدام را در سراسر جهان كاهش دهد. چرا كه هنوز ۷۰ كشور جهان حكم اعدام را به اجرا در مى‌آورند.
شهريارى بزرگ توسكانا، نخستين دولتی در جهان بود كه در سال ۱۷۸۶ مجازات اعدام را برچيد. ۱۶۰ سال بعد و پس از پايان جنگ جهانى دوم، نخست ۹ كشور ديگر مجازات اعدام را از قوانين خود حذف كردند. يكى از اين ۹ كشور جمهورى فدرال آلمان بود.
امروزه تعداد اين كشورها به مراتب بيشتر است. از ۲۰۰ كشورى كه در جهان وجود دارد، بيش از نيمى از آن‌ها مجازات اعدام را يا بطور كامل از طريق قوانين و يا عملا لغو كرده‌اند. به همين دليل سازمان عفو بين‌الملل از گرايشى به سوى لغو مجازات اعدام سخن مى‌گويد. اين گرايش برگشت‌نا‌پذير است. تعداد كشورهايى كه از اجراى حكم اعدام چشم‌پوشى مى‌كنند، همه ساله افزايش مى‌يابد. براى نمونه از سال ۱۹۹۰ تا كنون، ۴۰ كشور در قلمرو خود مجازات اعدام را يا كاملا لغو نموده، يا اينكه دست‌كم آن را براى زمان صلح برچيده‌اند. از جمله‌ى اين كشورها مى‌توان از آفريقاى جنوبى، كانادا، مكزيك، آلبانى، بريتانيا و تركيه نام برد.
اما هنوز ۷۰ كشور جهان مجازات اعدام را به اجرا در مى‌آورند. فقط در سال ۲۰۰۵ دست‌كم ۲۱۰۰ انسان اعدام شده‌اند. تقريبا تمامى اين اعدام‌ها در چهار كشور چين، ايران، عربستان سعودى و ايالات متحده‌ى آمريكا صورت گرفته است. به اين ترتيب، آمريكا جزو آخرين كشورهاى دمكراتيك است كه هنوز در آن مجازات اعدام به اجرا در مى‌آيد.
كشورهايى هم وجود دارد كه در آن‌ها مجازات اعدام فقط در مورد تبهكارى‌هاى خشونت‌بار صورت نمى‌گيرد، بلكه حتا در حوزه‌هاى ديگر مانند حقوق زناشويى و خانواده. براى نمونه در ايران و عربستان سعودى انسانى مى‌تواند به دليل همجسنگرايى اعدام شود، در كوبا به دليل فساد مالى، در امارات متحده عربى براى آلودگى محيط زيست و در بخش‌هايى از چين حتا به خاطر كيف‌زنى و جيب‌برى. به همين دليل سازمان عفو بين‌الملل، در برخى از كشورها گرايش معكوسى را مشاهده مى‌كند، يعنى گرايش بسوى مجازات اعدام بيشتر.
طبق قوانين بين‌المللى، اجازه‌ى اعدام جوانان زير ۱۸ سال وجود ندارد. اكثر كشورهاى جهان نيز كه در آن‌ها مجازات اعدام به مرحله‌ى اجرا در مى‌آيد، اين امر را رعايت مى‌كنند. اما در كشورهايى مانند ايران، عربستان سعودى، پاكستان، نيجريه و جمهورى دمكراتيك كنگو هنوز كودكان اعدام مى‌شوند. در ايران در حال حاضر ۲۳ دختر و پسر جوان زير ۱۸ سال در انتظار اعدام هستند.
روش‌هاى اعدام در كشورهاى مختلف گوناگون است. براى نمونه محكومان در ايران حلق‌آويز، در افغانستان سنگسار و در عربستانى‌سعودى گردن زده مى‌شوند. تيرباران نيز در برخى كشورها رواج دارد. كشتن محكومان با آمپول زهر جزو روش‌هاى به اصطلاح «مدرن» است كه در آمريكا و چين انجام مى‌گيرد.
كارشناسان سازمان عفو بين‌المللى تخمين مى‌زنند كه در حال حاضر بين بيست تا بيست و پنج هزار نفر در سراسر جهان در انتظار مجازات اعدام بسر مى‌برند.
دويچه وله

Tuesday, January 30, 2007

تظاهرات علیه دستگیری یک هنرمند کرد در آلمان و تصمیم به اخراج او از آلمان به ترکی

امروز دو شنبه بیست ونهم ژانویه 2007 ، تظاهرات گسترده ای در مقابل وزارت کشور ایالت شلیسویگ هولشتاین در کیل ( منتها الیه شمال آلمان ) ، در اعتراض به دستگیری و تصمیم به اخراج هنرمند چپ کرد Engin Celik ، صورت پذیرفت .
واحد شمال حزب سوسیالیست ایران – شاخه های هامبورگ و شلیسویگ هولشتاین ، با پلاکارد رسمی حزب و پرچم های رفیق کبیر ارنستو چه گوارا ، در این تظاهرات شرکت کردند . جالب توجه این بود که وقتی چهار نماینده تظاهرات ، دو بار وارد ساختمان وزارت کشور این ایالت شدند ، فرستادگان مقام های وزارت کشور به آنان گفتند که این مساله ، ارتباطی به وزارت کشور ندارد !!
در دومین دور مراجعه نمایندگان که پس از شعار های کوبنده علیه دستگیری و اخراج این هنرمند کرد انجام شد ، نمایندگان وزارت کشور ، با اکراه پرونده مربوط به او و لیست امضاهای بسیاری از هنرمندان ، شاعران ، نویسندگان و فعالان و سازمان های سیاسی جهان در دفاع از ابتدائی ترین حقوق این هنرمند را ، تحویل گرفتند .
ٍEngin Celik هنرمند کرد که سال پیش در جشنواره موسیقی فرانکفورت شرکت کرده بود ، اکنون چهار روز است که در زندان اعتصاب غذا کرده است .
کاروان سراسری دفاع از حقوق پناهنده که نمایندگان سی و یک ملیت پناهنده را شامل می شود ، به عنوان فراخوان دهنده این تظاهرات و جمع آوری کننده امضاهای حمایت از او ، در جلسه فردا تصمیم به ادامه اقدامات حاد تری برای نجات این هنرمند کرد که دولت آلمان می خواهد او را تحویل دولت ترکیه بدهد ، خواهد گرفت .
حزب سوسیالیست ایران به عنوان یکی از اعضای قدیمی کاروان سراسری دفاع از حقوق پناهنده ، از هیچ اقدامی برای نجات جان این هنرمند کوتاهی نخواهد کرد .
از همه هنرمندان ، شاعران ، نویسندگان ، سازمان ها ، احزاب و شخصیت های سیاسی تقاضا می کنیم اعتراض خود به اخراج این هنرمند جوان کرد را به شماره های زیر فاکس کنند :
فکس : 199 – 4006 / 451 / 0049 اداره امور پناهندگی ایالت .
فکس : 03 30 – 988 / 451 / 0049 وزارت کشور ایالت شلیسویگ هولشتاین .
و لطفا نسخه ای از نامه اعتراضی خود را نیز به شماره : 001 73 209 / 40 / 0049 فکس کنید.
پلیس آلمان ، اخیرا علنا در ایستگاه های راه آهن و قطارها به شکار پناهجویان پرداخته است .

دفتر مرکزی حزب سوسیالیست ایران

Sunday, January 28, 2007

چهار نفر در اهواز محكوم به اعدام شدند

محمد چعب پور، عبدالامير فرج الله چعب، خلف خذيری و عليرضا عساکره چهار متهم به بمب گذاری درشهر اهواز روزچهارشنبه اعدام شدند. این چهار نفر و سه تن دیگر که در ماه گذشته اعدام شدند، به اتهام اقدام علیه امنیت دستگیرومحکوم شده بودند.این در حالی است که در رابطه با این پرونده، چندین نفر دیگر نیز زیر حکم اعدام به سر میبرند.
اجرای حکم اعدام این افراد در شرایطی صورت گرفت که با توجه به واقع شدن درماه محرم( ماه حرام)،اعدام و کشتارممنوع است، اما دادگاه با این استناد، که این افراد محاربه هستند و قانون فوق در مورد آنان صادق نیست، حکم اعدام آنها را به اجرا درآورد.
سالهاست که مجازات اعدام بدون درنظر گرفتن جوانب مخرب و ضدانسانی آن در جمهوری اسلامی اعمال میگردد و به رغم پافشاری نهادها و جوامع حامی حقوق بشر اقدامی در جهت توقف این مجازات صورت نگرفته است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن ابراز نگرانی از روند غیرمنصفانه محاکمه افراد یاد شده نگرانی فزاینده خود را نسبت به افزایش تعداد احکام اعدام صادره و به اجرا گذاشته شده اعلام داشته و بار دیگر بر این نکته صحه میگذارد که اعدام بروندادی جز ترویج خشونت نداشته و نخواهد داشت.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com

4 نفر در اهواز محكوم به اعدام شدند

محمد چعب پور، عبدالامير فرج الله چعب، خلف خذيری و عليرضا عساکره چهار متهم به بمب گذاری درشهر اهواز روزچهارشنبه اعدام شدند. این چهار نفر و سه تن دیگر که در ماه گذشته اعدام شدند، به اتهام اقدام علیه امنیت دستگیرومحکوم شده بودند.این در حالی است که در رابطه با این پرونده، چندین نفر دیگر نیز زیر حکم اعدام به سر میبرند.
اجرای حکم اعدام این افراد در شرایطی صورت گرفت که با توجه به واقع شدن درماه محرم( ماه حرام)،اعدام و کشتارممنوع است، اما دادگاه با این استناد، که این افراد محاربه هستند و قانون فوق در مورد آنان صادق نیست، حکم اعدام آنها را به اجرا درآورد.
سالهاست که مجازات اعدام بدون درنظر گرفتن جوانب مخرب و ضدانسانی آن در جمهوری اسلامی اعمال میگردد و به رغم پافشاری نهادها و جوامع حامی حقوق بشر اقدامی در جهت توقف این مجازات صورت نگرفته است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر ضمن ابراز نگرانی از روند غیرمنصفانه محاکمه افراد یاد شده نگرانی فزاینده خود را نسبت به افزایش تعداد احکام اعدام صادره و به اجرا گذاشته شده اعلام داشته و بار دیگر بر این نکته صحه میگذارد که اعدام بروندادی جز ترویج خشونت نداشته و نخواهد داشت.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com

Wednesday, January 24, 2007

ضرب و شتم محكوم به اعدام قبل از اجراي حكم

بنا بر گزارشات رسیده از گچساران یک زندانی قبل از اعدام به شدت مورد ضرب و شتم مسئولین زندان قرار گرفته بود .

آقای محمد دروزی معروف به محمد خان از اهالی دهدشت ، 45 ساله که در هفته گذشته در گچساران اعدام شد ، شب قبل از اعدام به دلیل عدم توبه اسلامی و ایمان آوردن به اسلام مورد ضرب و شتم شدید مامورین زندان گچساران قرار گرفته است .

آقای محمد دروزی به همراه دو زندانی دیگر از اهالی یاسوج در ملع عام به دار آویخته شد ، مردم عادی و خانواده های آنها که نظاره گر صحنه اعدام آنها بودند در یک اقدام اعتراضی به حکومت با دست زدن اعدام شدگان را تشویق می کردند. لازم به ذکر است امروز نیز 4 تن از زندانیان سیاسی اهواز اعدام شدند.

فعالان حقوق بشر در ایران نسبت به اعدام بی رویه دستگاه سرکوب رژیم جمهوری اسلامی اعلام نگرانی می کند و خواهان حذف قانون ضد انسانی اعدام در ایران می باشد و از کلیه سازمان های حقوق بشری برای نجات جان زندانیان اعدامی در زندانهای کشور استمداد می طلبد.

تهران- خبرگزاري كار ايران

نماينده كارگران تعليقي شركت واحد:
رسيدگي به پرونده كارگران تعليقي شركت واحد را شتاب دهيد


نماينده كارگران تعليقي شركت واحد، گفت: هيات هاي تشخيص و اختلاف ادارات كار در بررسي پرونده اين كارگران، ناهماهنگ عمل مي كنند.
به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا، "ابراهيم مددي" افزود: نزديك به يك ماه از قبول شكايت و طرح دعوي كارگران تعليقي شركت واحد در ادارات كار استان تهران مي‌‏گذرد، اما هنوز رسيدگي به پرونده اين كارگران ادامه دارد.
وي تصريح كرد: در حال حاضر از حدود 50 كارگر تعليقي تنها پرونده 35 كارگر در هيات هاي تشخيص و اختلاف ادارات كار بررسي شده و پرونده حدود 10 كارگر تعليقي در نوبت است.
وي تصريح كرد: هيات هاي تشخيص تاكنون به دادخواست بيش از 30 كارگر رسيدگي كرده و حدود 10 كارگر ديگر در انتظار رسيدگي هستند.
مددي افزود: با وجود مساعدت و دستور مسوولان ارشد اداره كار و امور اجتماعي استان تهران در مورد رسيدگي به پرونده حدود 50 كارگر تعليقي شركت واحد، اعضاي هيات هاي تشخيص از اشراف كافي در مورد پرونده ها و مقررات مربوطه برخوردار نبوده و در برخي موارد رسيدگي‌‏ها به صورت ناهماهنگ و غير منظم صورت مي‌‏گيرد.
وي يادآور شد: چند روز پيش در يك مورد هيات‌‏هاي تشخيص راي به اخراج احمد مراد‌‏وند از كارگران تعليقي شركت واحد دادند كه پس از ابلاغ راي صادره آن‌‏را باز پس گرفتند.

Friday, January 19, 2007

چهارم بهمن،روز جانباختگان جنبش کارگری گرامی

با ایجاد تشکل میتوان به کشتار کارگران خاتمه داد
چهارم بهمن در پیش است . سه سال پیش در چنین روزی مزدوران رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی ،صف کارگران مجتمع ذوب مس خاتون آباد از توابع شهرک بابک در استان کرمان راکه بر علیه سیاست اخراج سازی کارفرما اعتراض کرده بودند، به گلوله بستند . پس ازآنکه دامنه اعتراض به این اقدام ضد انسانی و ضد کارگری به سراسر شهربابک کشیده شد بار دیگرنیروهای نظامی رژیم و این بار از زمین و هوابه کارگران و خانواده های آنان یورش بردند.در جریان تیر اندازی ها هفت نفرازکارگران ،از جمله ریاحی،جاویدی مهدوی ومومنی جان باختند ودهها نفردیگر زخمی شدند.به گلوله بستن کارگران وجه مشترک دو رژیم سرمایه داری شاه و جمهوری اسلامی درخفه کردن اعتراضات کارگری در ایران است . در سال پنجاه نبز صف اعتراضی کارگران جهان چیت کرج توسط مزدوران مسلح رژیم شاه در محل کاروانسرا سنگی با گلوله پاسخ داده شده بود.
در چند سال اخیرو در پرتو سیاستهای جدید جهانی سرمایه ، در ایران نیز استثمار و بی حقوقی مطلق کارگران شدت بی سابقه ای به خود گرفته است.اخراج و بیکار سازی وقراردادهای سفید،کاهش دستمزدو بالا کشیدن حقوق معوقه ،لغو ابتدای ترین بیمه های اجتماعی کارگری ،تحمیل قوانین ضد کارگری در باز گذاشتن دست کارفرماها، بیش از پیش زندگی کارگران را به ورطه نابودی کشانیده است.در چنبن شرایطی دامنه اعتراضات کارگری در ایران ابعاد وسیعی به خود گرفته است.برای مقابله با اعتراضات ،برای جلوگیری از گسترش و ارتقا و سراسری شدن مبارزات، رژیم اسلامی سرمایه یک راه بیشتر نمیشناسد و آن سرکوب علنی تجمع کارگران با استفاده از اوباشان چماقدار و مزدوران نظامی اش است .اعتراضات کارگری پس از کشتار خاتون آباد در بهمن هشتاد ودو بارها شاهد توسل به این شیوه از سوی رژیم ارتجاعی و ضد کارگری جمهوری اسلامی بوده است ،حمله به کارگران شرکت واحد در تهران ،فرشبافی بابلسر ، پرریس سنندج ،پوشینه بافت قزوین و بندر دیلم تنها مشتی از خروار است . در بندر دیلم بوشهر نیز یکی از کارگران بنام بارون حقیقت در اثر تیر اندازی مزدوران در تاریخ سیزده آبان امسال جان باخت .
با این وجود اما، حمله و تیراندازی ، به گلوله بستن تجمع کارگری و کشتار آنها در خاتون آباد و بندر دیلم ، نه تنها کارگران را مرعوب نکرده است بلکه بر عکس عزمشان برای مبارزه در جهت رسیدن به مطالبات ریز و درشتشان و این بارحتی متشکل ترفزونی یافته است .حرکت برای ایجاد تشکلهای کارگری چشمگیر شده است ، کارگران واحد آن را ساختند و تلاش فعالین کارگری در جهت ایجاد آن در دیگر مراکزکارگری افزایش یافته است. تجربه مبارزات کارگری سالهای اخیرنشان داده است که نه تنها هر گام پیشروی جنبش کارگری در جهت رسیدن به کسب مطالباتش در گروایجاد تشکلهای طبقاتی خویش است بلکه جلوگیری از کشتار کارگران نیزبه آن گره خورده است،به عبارت دیگرمیتوان با اطمینان گفت با ایجاد تشکل میتوان به کشتار کارگران خاتمه داد.
چهارم بهمن،روزتجدید عهد درجلوگیری از تجاوز به حقوق کارگری ،روزپافشاری برمعرفی و محاکمه امرین وعاملین کشتارهای کارگری و روز تجدید خاطره با تمامی کارگران جانباخته را گرامی بداریم.



چهارم بهمن،روز جانباختگان جنبش کارگری گرامی باد!
کمیته اجرایی اتحاد سوسیالیستی کارگری
26 دیماه 1385

Monday, January 15, 2007

عباس دلدار آزاد شد

عباس دلدار آزاد شد
همین حالا، یعنی ساعت 2 و 15 دقیقه بعد از ظهر امروز یکشنیه 24 دی ماه سال 1385، نامه ی آزادی عباس دلدار، یکی از متهمان پرونده کوی دانشگاه تهران، رسیده به زندان اوین، و او الان دارد اسباب و اساسیه اش را که در طول این هفت سال و شش ماه زندان، جمع کرده بود را می ریزد درون کیسه، و بعد، از همه دوستان اش که بعضی هاشان چند سالی می شود که با او در یک بند محبوس هستند، خداحافظی می کند و تا یک ساعت دیگر برای همیشه از دروازه ی زندان اوین بیرون می آید. حالا او آزاد شده است.هر چند خبر آزادی عباس دلدار کمی زود تر، از زبان آقای فقیهی، وکیل مدافع اش منتشر شده بود و این وکیل مدافع عضو انجمن دفاع از حقوق زندانیان در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا و ایلنا گفته بود که عباس دلدار یک ماه است در مرخصی بسر می برد و با توجه به موافقت شعبه 6 دادگاه انقلاب با درخواست عفو مشروط موکل اش، حكم آزادي وی به دايره اجراي احكام و از آن‌جا به زندان اوين ابلاغ شده و عباس آزاد شده و دیگر به زندان باز نمی گردد، اما عباس در زندان بوده و با چند روز تاخیر، امروز، تا همین دقایق دیگر از زندان آزاد خواهد شد.عبایس این اواخر "رای باز" شده بود. قانون رای باز در زندان به این معناست که زندانی می تواند در محوطه ی داخلی زندان کار کند و هر هفته به مدت هفت روز از زندان خارج شود و در مرخصی بسر ببرد.اما باید بدانیم که عباس دلدار از بی گناه ترین زندانیان پرونده کوی دانشگاه تهران بود. درست مانند مهرداد لهراسبی، یکی دیگر از متهمان پرونده کوی دانشگاه تهران که حالا دو سال است به زندان رجایی شهر کرج تبعید شده است.دلدار پیش از بازداشت در اعتراضات خونین کوی دانشگاه تهران، عضو هیچ گروه و سازمان و دسته ی سیاسی نبود. در این سال ها که او در زندان بوده، بر خلاف سایر متهمان اغلب مشهور پرونده ی کوی دانشگاه تهران مانند منوچهر محمدی و مرحوم برادرش اکبر – که اخیرا بر اثر اعتصاب غذا در زندان جان باخت – و احمد باطبی و دیگران، كمتر از او خبری چیزی شنيده ايم. این سکوت شايد به اين خاطر بوده که او خود نخواسته بود در باره اش حرفی زده شود. بي سرو صدا روزهاي حبس اش را سپري کرد و امروز آزاد شد. آزادی با عفو مشروط.با آزادی عباس دلدار از زندان، دو زندانی دیگر پرونده ی کوی دانشگاه تهران اما همچنان در زندان بسر می برند. احمد باطبی و مهرداد لهراسبی.احمد باطبی که سال گذشته از زندان به مرخصی آمده بود و آن طور که خودش در نامه ی اخیرش یادآوری کرده، به دلیل مشکلات اقتصادی و خانوادگی نخواسته بود پس از پایان مهلت مرخصی به زندان بازگردد، اکنون در بند 3 اندرزگاه شماره 7 زندان اوین محبوس است.مهرداد لهراسبی اما بیش از دو سال است که به زندان رجایی شهر کرج تبعید شده است. او پيش از بازداشت در اعتراضات خونين تيرماه 1378 ، در گوشه ای از پیاده رو خيابان انقلاب كتاب مي فروخت. اعتراض به فقر و بی عدالتی او را نیز همانند خیلی های دیگر به صف اعتراض کنندگان کشاند، و اینچنین بود که او نیز بازداشت شد و روانه زندان گردید.مهرداد لهراسبي همانند عباس دلدار پيش از بازداشت عضو هيچ حزب و دسته و گروه و سازمان سياسي نبود. اما قرعه به نام او نیز افتاده بود. پرونده اش ساخته و پرداخته شد و به اين ترتيب بود که ابتدا او در دادگاه انقلاب به اعدام محكوم گرديد، اما او نيز مانند ديگر قرار گرفتگان در ليست اعدام، با فرمان عفو رهبري جان سالم بدر برد و به 15 سال زندان تعزيري محكوم شد.مهرداد در طي دوران زندان به بيماريهاي متعددي دچار شده است. پزشکی قانونی وجود این بیماری ها را تایید کرده و وی را ناتوان از تحمل زندان دانسته است. اما مهرداد بجای آزاد شدن از زندان، از اوین به رجایی شهر کرج تبعید شده است.او در این باره گفته است در سال 1383 موقتا از زندان آزاد شد و به خانه بازگشت، اما اين آزادي تنها 2 ماه به درازا انجاميد. بعد از 2 ماه، او را تلفني به زندان اوين احضار كردند. در حالی که مهرداد گمان می کرده می خواهند مدت مرخصای اش را تمدید کنند اما رييس وقت زندان اوين به او گفته باید به زندان بازگردد. به همين خاطر مهرداد اعتراض می کند و همین اعترض باعث می شود او به تبعيدگاه رجايي شهر در كرج منتقل شود.او حالا بيش از 2 سال است كه پهلو به پهلو با زندانيان جرايم مواد مخدر و قتل و غارت و جنايت و شرارت روزهای حبس اش را
سپری می کند.
در همین زمینه این مطلب را بخوانید
...
دلم می خواد به نوشته ی بالا این را هم اضافه کنم که توی این همه تاریکی و انزوا، عجیب است که هنوز می شود خبر خوب و دل شاد کننده ای شنید و کمی از درون پیله ی تنهایی، که به دور تن تنیده شده، بیرون آمد. آن طور که "شادی" می گفت، این حالت (یعنی تنیده شدن پیله ی تنهایی به دور تن)، می تواند یک جور افسردگی زمستانی باشد. زمستان با برف اش، و برف با سپیدی اش، و برف سپید با سردی اش، نشسته روی شاخه های لخت درختان باغ.

http://ks61.blogspot.com/2007/01/blog-post_14.html